قسمت دوم

پادکست میم

داستان ارواح

به نظر شما وقتی کسی می‌میره ارتباطش کاملا با این دنیا قطع می‌شه یا ممکنه برگرده و با نزدیکانش یا حتی کسانی که نمی‌شناسه ارتباط بگیره؟ چند درصد افرادی که در اثر حادثه یا مرگ ناگهانی از دنیا می‌رن می‌تونن مرگ خودشونو باور کنن و احیانا بین دنیای زندگان و مردگان سرگردون نمونن؟ توی این پادکست به اسم «داستان ارواح» که با حمایت سان‌وی تریپ ساخته شده سری می‌زنیم به دنیای مردگان و ارتباطشون با دنیای زندگان. فارغ از این‌که به این موضوع اعتقاد داشته باشید یا نه شنیدن پادکست رو به شما توصیه می‌کنیم.

داستان این پادکست حول تجربه‌ها و بیان خاطرات مردی به نام کانِدا است که یک راهب بوداییه و روح کساییو که توی سونامی غرق شده بودن از بدن آدم‌های زنده می‌کشید بیرون. دو هفته بعد از سونامی مشهور سال ۲۰۱۱ که یکی از بزرگترین زلزله‌های تاریخ به قدرت ۹ ریشتر اتفاق افتاد همه چیز در شمالی‌ترین منطقه ژاپن یعنی توهوکو به هم ریخت. حدود ۲۰ هزار نفر کشته و خرابی و ویرانی چندین روستا در اثر موج‌های دریا که گاهی ارتفاعشون به بیش از ۲۰ متر می‌رسید خسارت اقتصادی حدود ۲۳۵ میلیار دلار برجای گذاشت. در کنار این فاجعه بزرگ، تخریب نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما و نشت رادیو اکتیو رخ داد که علاوه بر مشکلات محیط زیستی و اجتماعی، جان هزاران نفر رو گرفت. توی این اپیزود راجع به یکی از تبعات اجتماعی عجیب این فاجعه می‌شنوید که با فرهنگ و اعتقادات مردم ژاپن گره خورده. نویسنده مقاله به یه شکل خیلی متفاوتی رفته سراغ موضوع. یعنی به پرونده‌هایی نگاه کرده که آدم‌ها می‌گفتن روح مردمی که توی اون فاجعه مُردن وارد بدنشون شده و از آقای کاندا کمک می‌گرفتن تا این ارواح رو از بدن اون‌ها بیرون بکشه. مطالبی که در پادکست گفته شده کاملاً واقعی و غیرتخیلی هستن. نویسنده مقاله، ریچارد لوید پری. (Richard loeid Pari) یه روزنامه‌نگار حرفه‌ای انگلیسیه که با نگاه پرسشگر موضوع رو دنبال و بررسی کرده. اینکه ژاپنی‌ها چطور با مرگ روبرون می‌شن و چه عوامل فرهنگی و اعتقادی در اونجا باعث میشه چنین تجربه‌های متافیزیکی براشون واقعی و باورپذیر باشه. نویسنده اصلا قضاوت نمیکنه. نگاه از بالا به پایین نداره. و متنو به سمت داستانای ترسناک زرد و عوام پسند نمی‌بره. اون سعی میکنه خیلی علمی و خشک، درست مثل یه ناظر دقیق همراه با چاشنی همدلی، بخشی از یه فرهنگ ناشناخته مردم ژاپن رو روایت کنه.

مقاله‌ای که در این پادکست می‌شنوید بخشی از کتاب Gust soft the Sonomi (گاست سافت د سونامی) است و قسمتی که در این اپیزود تعریف می‌شه سال ۲۰۱۴ در مجله لاندن ریویو (London Review) چاپ شده.

پس از زلزله و سونامی وحشتناک توهوکو، در عرض یک ماه، کشیش کاندا برای ۲۰۰ نفر مراسم تدفین گرفت. اما وحشتناک تر از تعداد مرده‌ها حال و روز زنده‌ها بود. بنا به گفته کاندا هیچ کس گریه نمی‌کرد. غم اونقدر بزرگ بود و مرگ اونقدر ناگهانی اومده بود سراغشون که انگار مغزشون دیگه کار نمی‌کرد. بازمانده‌ها می‌دونستن یه چیزهایی رو از دست دادن. خانواده، خونه، کار و زندگیشون. اما نمی‌دونستن باید چه کار کنن. این شد که کاندا تصمیم گرفت با برگذاری مراسم دعا و عزاداری به مردم کمک کنه تا راحت‌تر با غمشون کنار بیان یا با گفتن تجربه‌هاشون کمی سبک‌تر بشن. این‌جا بود که سبک کایدان دوباره احیا شد اما با حال‌وهوای دنیای مدرن فعلی. در ژاپن یه سبک ادبی قدیمی به اسم کایدان وجود داره. لغت کایدان در ژاپن یعنی «قصه‌های ترسناک و عجیب غریب و مرمروز». بیشتر موضوعات این نوع قصه‌ها، حول ارواح و اشباحه. در قدیم مردم ژاپن، فصل تابستون که روزها بلندتر و شب‌هاش خنک‌تره دور هم جمع می‌شدن و برنامه‌ای به اسم «کایدان کان» راه مینداختن؛ یعنی محفل داستان‌های ارواح. البته این اصطلاح در دنیای ادبیات جهانی به نام کوآیدان مشهور شده. کوآیدان شکل قدیمی کایدانه. حقیقت ماجرا این جاست که یک نویسنده یونانی-ایرلندی به اسم لافکادیو هرن (Lafkadio Hern) اواخر قرن نوزدهم به ژاپن رفت و عاشق فرهنگ این کشور شد تا جایی که تابعیت ژاپنی گرفت. لافکادیو اولین بار مجموعه‌‎ای از داستان‌های کایدان رو جمع‌آوری کرد و اسم کتاب رو گذاشت کوآیدان. همین کتاب شد دروازه ورود داستان ارواح ژاپنی به غرب.

شخصی به نام هیجی‌گاتا (Higie Gata) سنت «کایدان‌کا» یا همون محفل داستانای ارواح رو آورد تو زمونه جدید. به جای خونه‌های قدیمی یا محفلای سنتی یه سری کایدان‌کا توو سالن‌های عمومی و مراکز اجتماعی برگزار می‌کرد. اول یکی از نویسنده‎‌ها داستانی می‌خوند بعد هرکدوم از تماشاچیا که علاقه داشت تجربه عجیب و غریب خودشو تعریف می‌کرد. طیف مختلفی از افراد در این جمع حاضر می‌شدن از دانشجو و خانه‌دار گرفته تا کارمند بازنشسته. حتی مسابقه داستان‌نویسی کایدان راه‌اندازی و بهترین کارها به صورت مجموعه چاپ شد.

در این پادکست از زبان نویسنده و البته به روایت کاندا، همون راهب بودایی، داستان واقعی افرادی رو می‌شنویم که بعد از سونامی، به سراغ کاندا اومدن تا اونا رو از شر ارواح سرگردون بین دنیای زندگان و مردگان نجات بده. افرادی مثل «تاکشی اونو» که یه پیمانکار ساختمونی بود. خودش یا خانواده‌اش آسیبی در سونامی ندیدن اما ماجرا از وقتی وحشتناک شد که اونا برای دیدن فاجعه سونامی به ساحل توکوهو رفتن. درست یک روز بعد، احوالاتی در تاکشی ایجاد شد که هیچ‌جوره نمی‌شد پاسخی براشون پیدا کرد. مثلا شبا بعد از خوردن غذا یهو به حالت چهار دست و پا می‌نشست روی زمین و به همسر و مادرش می‌گفت تو باید بمیری. چرا زنده‌ای؟ یا صداهای عجیب و غریب از خودش در میاورد. در ادامه توی این پادکست می‌شنویم که کاندا کمک می‌کنه روح مردی که در سونامی مرده اما مرگ خودشو باور نکرده از بدن تاکشی خارج بشه و به سمت نور حرکت کنه. یا تجربه‌هایی میشنویم از مردم محلی که هر روز غروب می‌دیدن یکی از همسایه‌هاشون که مُرده میاد کنارشون باهاشون چای می‌نوشه و اون‌ها جرئت نداشتن بهش بگن تو مُردی! و وقتی مرد همسایه می‌رفت کل تشکچه‌ش خیس می‌شد.

در عجیب‌ترین روایت این پادکست، داستان دختر ۲۵ ساله‌ای رو می‌شنویم به اسم «رومیکو». مدت یک ماه، هر روز غروب نامزدش با راهب تماس می‌گرفت که رومیکو حالش بد شده چون یه روح سرگردان وارد بدنش شده. رومیکو رو می‌بردن معبد تا نیمه شب پروسه بیرون کشیدن روح از بدنش طول می‌کشید و نصف شب با تن خسته اما حال خوب می‌رفت منزل و دوباره فردا روز از نو روزی از نو. کاندا برای نویسنده تعریف می‌کنه که ۲۵ روح سرگردان از بدن رومیکو بیرون کشید تا بالاخره اون به آرامش رسید و همراه نامزدش به یه شهر دیگه رفت. مثلا روح یه دختر کوچولو که موقع فرار از سونامی، دست داداش کوچکترش رو رها کرده بود و هر دو غرق شده بودن و حالا نگران بود مبادا مامانش به خاطر مرگ داداش کوچیکه دعواش کنه در بدن رومیکو جا خوش کرده بود. یا روح سگی که وقتی صاحباش از ترس سونامی فرار کردن اونو جا گذاشتن و سگ بیچاره مرد و حالا اومده بود سراغ رومیکو تا کمکش کنه که از این وضعیت معلق بودن بین دنیای زنده‌ها و مرده‌ها نجات پیدا کنه.

گوینده در این پادکست براساس تحقیقات نویسنده آقای لافکادیو مشخص می‌کنه طبق مستندات، ژاپنی‌ها، بی‌دین‌ترین آدما هستن اما احترام خاصی برای مردگان قائلن. طوری که در خونه هر ژاپنی یه محرابی وجود داره به نام بودسادان. جایی که لوح یادبود اجداد به اسم «ای‌های» رو می‌ذارن.  بودسادان یه جور کمد مشکیه با لاک و طلاکاری که روش کلی طرح شیر و پرنده حکاکی شده.

ای‌های هم یه لوح سیاه براقه که روش با خط طلایی از بالا به پایین اسم اجداد و نیاکان رو نوشتن. ژاپنی‌ها جلوی این محرابا گل و برنج و میوه و شیرینی و عود میذارن.

تو جشن تابستونی مردگان هم شمع و فانوس روشن می‌کنند که وقتی ارواح در گذشته‌ها برمی‌گردن خونه ازشون استقبال بشه. نویسنده میگه تو ژاپن باورای روحی رو بیشتر به عنوان یه جور کامانسنس (Common sense) می‌شناسن. یه جور درک عام و فهم مشترک. یک پژوهشگر مذهبی هم می‌گه مرده‌ها اونقدرا هم تو ژاپن مُرده نیستن. ژاپنی‌ها بر خلاف جوامع غربی، همیشه مرده‌ها رو زنده‌تر از چیزی می‌دونند که بشه تصور کرد. بازمونده‌ها با غذا و نوشیدنی و دعا و مراسم مرده‌ها رو خوشحال می‌کنن. اونام در عوض واسه زنده‌ها خوش‌شناسی و اقبال میارن. بعضی خونواده‌ها خیلی جدی این‌ کارو انجام می‌دن بعضیا کمتر. مثلا جوون‌ترها وقتی دانشگاه قبول می‌شن یا کار پیدا می‌کنن یا ازدواج خوبی دارن جلوی بوتسادان زانو می‌زنن و خبر موفقیتشونو به اجدادشون می‌دن. نویسنده میگه تو خونه‌هایی که بچه‌هاشونو توی سونامی از دست داده‌بودن بعد از یک استکان چای و نیم ساعت گپ‌زدن ازم می‌پرسیدن: «می‌خوایی بریم بچه‌های مُردمونو ببینی؟» بعد می‌آوردنم جلوی یه محراب پر از عکسای قاب گرفته، اسباب‌بازی و خوراکیای مورد علاقه بچه‌ها. گاهی نامه‌ها و نقاشی‌ها و دفترمشقاشونم اون‌جا می‌ذارن. یه مادری حتی عکسای فتوشاپی سونامی سفارش داده بود از بچه‌هاش که نشون می‌داد اگه زنده می‌موندن الان چه شکلی بودن. مادر هر روز صبح با بچه‌هاش حرف می‌زد و همه‌ چیز رو براشون تعریف می‌کرد.

اما سونامی که اتفاق افتاد فاجعه بزرگتر مربوط به تخریب همین بودسادان‌ها بود. یکی از دوستای کاندا می‌گفت نمیشه اهمیت این لوحای یادبود یا «ای‌های‌»ها رو دست کم گرفت. وقتی آتش‌سوزی یا زلزله می‌شه خیلی از مردم اول از همه «ای‌های» رو نجات می‌دن بعدش می‌رن دنبال پولا و مدارکشون. بعضیا در سونامی جونشونو از دست دادن چون برگشتن خونه که «ای‌ها» رو بردارن این مثل نجات دادن زندگیه. انگار داری جون پدر مرحومتو نجات می‌دی.

در قسمتی دیگه از این پادکست با مفهوم «گاکی» آشنا می‌شیم. وقتی کسی ناگهانی یا دلخراش اونم زودتر از چیزی که خودش انتظار داره، بمیره یا با خشم و رنج زیاد این دنیا رو ترک کنه، این خطر وجود داره که تبدیل بشه به گاکی. گاکی یعنی ارواح گرسنه. گاکی‌ها، ارواحی هستند که  بین دنیاها سرگردونن و نفرین و بداقبالی پخش می‌کنن. برای همین مراسمی برای آرامش این روح‌های سرگردان در ژاپن برگزار شد.

به طور کلی در این قسمت از پادکست میم با عواقب زلزله و سونامی در منطقه توهوکو ژاپن و پیامدهای روحی و اجتماعی که برای مردم داشت آشنا می‌شیم. اگر به موضوع مردگان و دنیای پس از مرگ علاقه دارید یا این موضوع مورد توجه‌تون نیست اما می‌خوایید بدونید ژاپنی‌ها در چنین مواقعی چه رفتاری از خودشون بروز می‌دن این پادکست رو بشنوید.

راستی سان‌وی‌ تریپ یه راه امن و خوب برای رفتن به ژاپن و دیدن فرهنگ‌ها و آداب ژاپنی‌ها از نزدیکه. آژانسی که به طور اختصاصی روی تورهای ژاپن کار می‌کنه و در کنار اجرای مستقیم تورهای گروهی و انفرادی، ورکشاپ‌های مرتبط با فرهنگ و هنر ژاپن هم داره. اولین و تنها آژانسی توی ایران که تجربه اقامت توی ریوکانا و ویلاهای سنتی ژاپنی رو به شما هدیه می‌ده. این پادکست جذاب رو با حمایت سان‌وی‌‌تریپ بشنوید.